نکات جالب و شنیدنی از کاخ سفید ( whitehouse )

بارسلونا

 

بارسلون شهر زیبای کاتالان‌ها، شهر گائودی، شهر فوتبال، شهر آفتاب و دریا، و بزرگترین فرزند مدیترانه است.

بارسلون همان‌ است که از یک شهر اروپایی انتظار دارید؛ دریا و ساحل، رستوران‌ها و کافه‌هایی که تا پاسی از شب گذشته بازند، خیابان‌های پر توریست، آثار دیدنی و موزه‌ها، آثار معماری معروف، خرید و تفریح. بارسلون شهری‌ست برای همه؛ شهری پر جنب‌و‌جوش و شاد و زیباست و هر چند روزی هم که آن‌جا بمانید، باز هم جایی برای دیدن دارد. می‌توانید تمام وقتتان را به استراحت کردن ، شنا و آفتاب بگذرانید و عصرها، بعد از خرید کردن از مغازه‌های رنگارنگ شهر، در رستوران‌هایش مهمان غذاهای خوشمزه‌ی اسپانیایی باشید و از زنده بودن شهر در شب‌ها لذت ببرید؛ یا می‌توانید توریست نقشه‌ به‌دست فعالی باشید و موزه‌ها و آثار دیدنی را یکی پس از دیگری ببینید و عکس بگیرید و باز هم وقت کم بیاورید. معمولاً انتخاب توریست‌هایی که برای اولین بار به این شهر سفر می‌کنند، ترکیبی از هر دو است. بارسلون با همه‌ی تفاوت‌های فرهنگی‌اش با سایر شهرهای اسپانیا (زبان، فرهنگ و نژاد کاتالان‌ها که متفاوت از سایر اسپانیایی‌هاست) از زیباترین و رویایی‌ترین شهر‌های این کشور است.

 

 

 

 

 

ادامه نوشته

معرفی 4 انسان دارنده ابرحافظه درجهان

معرفی 4 انسان دارنده ابرحافظه درجهان

مرکز نروبیولوژی حافظه و یادگیری در دانشگاه کالیفرنیا بر روی چهار فرد که دارای ابر حافظه هستند مطالعه کرده و اطلاعات شگفت انگیزی را از توانایی های این افراد به دست آورده است.

به گزارش مهر، شاید تصور خواندن کامل این مطلب و به یاد سپردن تمامی جزئیات آن به صورت دقیق امری غیر ممکن به نظر بیاید اما می توان انجام چنین کاری را به راحتی به افرادی که از ابر حافظه اتوبیوگرافیکی برخوردارند نسبت داد.

البته این نوع از حافظه برای دارندگان آن یک مشکل به شمار می رود و نه یک توانایی. حافظه این افراد مانند دیسک سخت یک رایانه هر نوع اطلاعاتی را از قبیل تاریخها، نامها، شماره های اعتباری و بسیاری از اطلاعات جزئی روزانه دیگر به ثبت می رساند.

تا کنون تنها چهار فرد با ابر حافظه اتوبیوگرافیک به تایید رسیده اند و احتمال وجود افرادی که تا کنون ناشناخته باقی مانده اند نیز وجود دارد. مرکز نروبیولوژی حافظه و یادگیری در دانشگاه کالیفرنیا بر روی این چهار نفر مطالعاتی را انجام داده است.

اسامی در ادامه مطلب

ادامه نوشته

من اگه دختر بودم

من اگه دختر بودم

 به اولین خواستگارم جواب مثبت می دادم .

 مردی که با دلار 3300 تومنی

 جرات کنه بره خواستگاری،

در آینده جرات همه کاری خواهد داشت

تهران چگونه پايتخت شد ؟

 

به عقيده اکثر تاريخ نگاران ، قاجاريه در اصل طايفه يي  از نژاد مغول  بودند، که همراه با چنگيز و جانشينان مهاجهم او به کشورهاي اسلامي آن روزگار آمده ، در ‍«  ايران ‍» ، شامات و مخصوصآ در حدود ارمنستان مستقر شده بودند.  اين طايفه به هنگام تشکيل سلسله صفويه به ياري شاه اسماعيل صفوي ، مؤسس اين سلسه ، شتا فتند . پنجاه سال بعد ، در زمان شاه عباس اول ملقب به ‍«  کبير ‍» ، که پنجمين پادشاه سلسله صفوي بود ، قاجاريه براساس مقاصد سياسي –  نظامي خويش از محل اصلي خود به نقاط مختلف کوچ داد  و به مرور زمان، آن دسته از قاجاريه که به منظور جلوگيري از دستبرد هاي ترکمانان در استرآباد و گرگان مستقر شده بودند ، در اواخر عهد صفوي قدرت و شوکت بسيار يافتند و چابک سوران در ظهور ‍«  نادر ‍»  که از نوابغ عصر  خود بود ، در ارتش جهانگشاي او نقش مهمي داشتند و حکومت استر آباد و گرگان نيز معمولا در دست بزرگان طايفه بود . ‍«  نادر ‍»  که در پايان عمر خود  دچار جنون  قدرت شده بود ، بعد از دوازه سال سلطنت و آن همه فتوحات نمايان در ماوراي مرزهاي ايران ، سرانجام به دست سران ‍«  قزلباش ‍» که از فرماندهان سپاه او بودند ، کشته شد و با مرگ او ، که در 257 سال پيش اتفاق افتاد ، بار ديگر خان هاي مدعي سلطنت و سران ايلات و عشاير براي تصاحب تاج و تخت به جان هم افتادند . در روزگار قديم تغيير سلطنت هميشه با آشوب ها و قتل و غارت ها و جنگ ها ي خونين همراه بود . خونها ريخته مي شد و خانمان ها برباد مي رفت و هميشه ملت مظلوم ، وجه المصالحه مناقشات اهل قدرت بود  تا ظالمي برود و ظالمي ديگر به جاي او بنشيند . باري ‍«  نادر ‍» که کشته شد ، رقيبان به جان هم افتادند . جنگ هاي خونين مدعيان سلطنت يازده سال نمام به طول انجاميد و سرانجام از مدعيان تاج و تخت ايران دو نفر بيشتر باقي نمانده ، يکي از اين دو ‍«   محمد حسن خان قاجار ، پدر آقا محمد خان ، مؤ سس سلسله قاجاريه ، بود که بر سواحل خزر و شمال ايران تا اصفهان مستولي بود ، و ديگري کريم خان زند که بر فارس و قسمتي از ايران غربي فرمانروايي داشت . اما تقدير چنان رقم ده بود که محمد حسن خان با وجود فتوحات درخشاني که کرده بود به دست خودی ها کشته شود و چنين شد . ‍« آقامحمد خان ‍» قاجار ، بعد از کشته شدن پدر، از بيم دشمنان خانوادگي که قصد جانش را داشتند  به ‍«  صحراي يموت ‍» گريخت و نزد ترکمانان پناه جست و بعد از چهار سال دربدري و آوارگي به دربار کريمخان زند برده شد و ‍«  خان زند ‍» او را تحت حمايت خود گرفت و با خود به شيراز برد . ‍«  آقا محمد خان قا جار ‍» ، که در کودکي به وسيله دشمنان پدرش ‍« مقطوع النسل ‍»  شده بود، تا هنگامي که ساعات عمر ‍«  خان زند ‍» به شمارش افتاد به گروگان در دربار کريمخان بود، و چون به وسيله يکي از زنان حرم که با او نسبتي داشت از مرگ قريب الوقوع خان زند با خبر شد ، تصميمي بموقع گرفت ، منتظر مرگ کريمخان نماند ، خان را مرده انگاشت و با چند تن از سران قاجاريه ، که مثل خود او در دربار کريمخان گروگان بودند ، بي خبر از شيراز گريخت و به تاخت خود را به دهکده ‍«  تهران ‍» رسانيد ، يعني همان دهکده يي که مقدر بود پايتخت جديد ايران باشد . اين واقعه در 1193 هجري قمري ، يعني 225 سال پيش اتفاق افتاد .

 

ادامه نوشته

گودالی عمیق در گواتمالا

تصوير


شاید شما هم با اولین برخورد بگویید:«نه این نمی تونه واقعی باشه!» ممکن است که خیال کنید کار موجودات فضایی فیلم « منطقه ۹» است که آن را برای خروج سفینه شان ایجاد کرده اند. یا واقعا دروازه ای برای ورود موجودات جهنمی «Hellboy» به زمین است! اما اگر سری به منابع خبری بزنید می بینید که چنین اتفاقی در گواتمالا حقیقتا به وقوع پیوسته است!


به هر حال آنچه که می بینید گودالی است دو روز پیش در یکی از خیابان های پایتخت گواتمالا به دلیل نشست زمین ایجاد شده. حفره های اینچنینی معمولا به دلیل شسته شدن خاک با آبهای زیرزمینی ایجاد می شوند. این کار معمولا به آهستگی و در طول زمان صورت می گیرد، اما گاهی باعث ایجاد شکاف هایی در سطح زمین می شود. به ندرت هم ناگهان زمین نشست می کند. در این مورد خاص دلیل اصلی فرو نشستن زمین، یک سیلابه بزرگ زیر زمینی است که بر اثر طوفانهای حاره ای به وجود آماده است.

ژرفای این نشست ها هم می تواند از جابه جایی آسفالت تا گودال های چند صدمتری متغیر باشد. برخی شاهدان محلی گفته اند که یک ساختمان ۳ طبقه در این حفره فرو رفته است، که البته هنوز این حرف تایید نشده. در خصوص تلفات هم تنها یک روزنامه گواتمالایی به دو کشته اشاره کرده است.

تصوير


پنج پشیمانی بزرگ در پایان زندگی

 
پرستاری در یکی از بیمارستان های استرالیا که ویژه نگهداری از بیماران در شرف مرگ بوده،
بر اساس گفته های بیماران در آخرین لحظات عمر عمده ترین موارد پشیمانی و حسرت آنان
 را جمع آوری و دسته بندی کرده است.
 
ادامه مطلب رو حتما بخونید
ادامه نوشته

عالم فروتن

گویند که زمانی در شهری دو عالم می زیستند . روزی یکی از دو عالم که بسیار پرمدعا بود کاسه گندمی بدست گرفت و بر جمعی وارد شد و گفت :
این کاسه گندم من هستم ! ( از نظر علم و ... ) و سپس دانه گندمی از آن برداشت و گفت :...

و این دانه گندم هم فلان عالم است !
و شروع کرد به تعریف از خود .
خبر به گوش آن عالم فرزانه رسید . فرمود به او بگوئید :
آن یک دانه گندم هم خودش است من هیچ نیستم...

نصب آگهی "خدا هست" بر روی اتوبوس‌های لندن!


الکساندر کوروبکو یک تهیه کننده تلویزیونی روس از ماه مارس پوسترهایی را روی
اتوبوس‌های لندن نصب می‌کند که در مقابله با آگهی انجمن اومانیست بریتانیا
 وجود خداوند را مورد تأکید قرار می‌دهد.

انجمن اومانیست‌های بریتانیا چندی پیش پوسترهایی را
با شعار "خدا وجود ندارد، نگران نباشید و از زندگی خود لذت ببرید
روی اتوبوس‌ها نصب کرد، اما این تهیه کننده تلویزیونی درنظر دارد این آگهی‌ها را
 با شعار " خدا وجود دارد، نگران نباشید و از زندگی خود لذت ببرید"
را در واکنش به ملحدان بریتانیایی تبلیغ کند.
25 اتوبوس 2 طبقه لندن از نهم مارس به این آگهی مزین می‌شوند.


ر ز ی ت ا  ازت ممنونم

دو سالی بود دست به قلم نشده بودم

اصلا دل و دماغ نوشتن و ثبت کردن اوضاع و احوالم رو نداشتم

یه روز خیلی اتفاقی سر از کافی نت در آوردم

هوس کردم برم توی فضای مجازی و یه چرخی اون حوالی بزنم

پشت یه سیستم نشستم و شروع کردم به سرچ کردن و وبگردی...

چن دقیقه ای گذشت

خسته شدم و خواستم از جام بلند شم که چشم به یه لینک افتاد

اسمش برام جذابیت خاصی داشت

دغدغه های دو زن زیبای مردادی

جذابیتش برای زن های زیباش نبود

بلکه بخاطر دغدغه ها و مردادی بودنش بود

آخه منم مردادی هستم

کلیک کردم

پیش فرضی که توی ذهنم داشتم یک وب ساده و با تصاویر گل و اشک و شبنم بود...

ولی وقتی چشم به اولین پست وب خورد روی جای خودم میخکوب شدم

پسرک ارضا شد و بیرون کشید از رابطه ...

دخترک اما باردار شده بود
از خاطره ....

تنم لرزید...

به چشام شک کردم ... بیشتر دقت کردم ... درست می دیدم

یک متن بسیار زیبا جلوی چشام قد علم کرده بود و خودنمایی میکرد

اولین بارم بود که یک پست رو چند بار میخوندم...

چقد کوتاه... چقد گیرا ... چقد زیبا...

بی اختیار گفتم : آفرین دختر ... آفرین ...

بعد از این اتفاق ساده ولی مبارک تصمیم گرفتم یه وب بسازم

یه وب که بتونه حرفا و اعتقادها و سطح فکریم رو به دیگران منتقل کنه

حالا هم تقریبا یک سال از اون اتفاق میگذره

و حاصل کار این حقیر این صفحاته که روبروی شماست

توی این یک سال با خیلی ها آشنا شدم

دوستای خیلی خوبی پیدا کردم مثل حسین و گوهر و محدثه و ...

و خواهری مثل سحر که تمام دنیای داداشش شده

این همه اتفاق خوب رو مدیون دختری از جنس احساس و عاطفه هستم

ر ز ی ت ا  ازت ممنونم

تست شخصیت از روی دست خط

تست شخصیت از روی دست خط

کسى که کلمات را با فاصله و باز مى نویسد خیلى راحت با دیگران رابطه برقرار کرده و خیلى ساده و بى تکلف و مستقیماً به دیگران نزدیک مى شود…

ادامه نوشته

آخرین آمارهای سازمان ثبت احوال ایران

آخرین آمارهای ثبت وقایع حیاتی که از سوی سازمان ثبت احوال ایران منتشر شده است، گویای افزایش بیش از پیش سن ازدواج و همچنین پیشی گرفتن تعداد مردان در سن ازدواج نسبت به زنان است که افزایش روز افزون سن ازدواج مشکلات بسیاری چون مشکلات فرزندآوری را به دنبال دارد.

ادامه نوشته

دخترا دختر بودن !!!!!

 

اون زمونا همه دخترا دختر بودن !!!!

هیچ دختری شب زفاف که میشد مرد نبود !!!!

همه چادر نماز داشتن!!!

اون روزا دخترا میرفتن سقاخونه و شمع روشن میکردن !!!!

همه مداد دستشون بود و انشا مینوشتن !!!!

یادمه وقتی اولین ماشین دودی وارد شهرمون شد همه چادر نمازها دودی شدن !!!

دخترا سبیل نداشتن اما مرد شدن !!!!

مداد ها جاشون با رژ لب عوض شد !!!!

سقاخونه شد خونه خالی !!!!

حال دخترا شد حالی به حالی !!!!

اون روزا رو من نبودم !!!!

اینا رو فقط شنیدم !!!!

(دختر ایرونی به خودت بیا چادر تو جانشین چادر پاک فاطمه (س) شده چشم خدا به توست )

خواهش میکنم در مورد این پست فقط نظر مربوط به موضوع رو بذارین

از خودم - مرداد ۹۱

قابلیت های جدید ویندوز 8

ادامه نوشته

مرد که 43 سال  گازوئیل مصرف میکند

یک مرد چینی چندین دهه است که با خوردن گازوئیل قصد دارد تا ثابت کند مصرف این ماده برای بدن انسان مفید است.

این مرد که 72 سال دارد نزدیک به 43 سال است از گازوئیل به عنوان دارویی شفا بخش یاد میکند و ماهانه مقدار سه تا 3/5 لیتر گازوئیل مصرف میکند.

«چن ججون» كه به تنهايي در مناطق دورافتاده چين زندگي مي‌كند، عادت به نوشيدن گازوئيل دارد تا بدين وسيله خود را از دردهاي جسماني دور كند.

او اولين بار در سال 1969 ميلادي زماني كه دردي در قفسه سينه‌اش احساس كرد، براي تسكين دردش انواع مختلفي از داروها را مصرف كرد كه بي‌فايده بود. اما پس از نوشيدن اولين فنجان گازوئيل متوجه شد كه درد قفسه سينه‌اش به حدي زيادي كاهش يافته است.

پزشكان پس از معاينه «چن» اظهار داشتند بدن او نسبت به گازوئيل ايمني پيدا كرده است كه در غير اين صورت تاكنون كشته شده بود.

 

منبع:برترین ها

جملات امروزی

 

تو ترافیک گیر کرده بودیم که یه BMW 530 اومد بغلمون, به بابام گفتم بابا یه دونه

از این بی ام و ها بگیر، بابام گفت ماشین ماشینه دیگه چه فرقی داره..؟

ببین الان هم ما تو ترافیک گیر کردیم هم این یارو....!! یعنی خداوکیلی تا حالا

 اینجوری قانع نشده بودم...

تو این تبلیغه میگه، فلان صابون %۹۹ باکتریها رو میکشه. من از همینجا

به اون %۱ باکتری، به خاطر این ایستادگیِ پر غرور و پر افتخارشون تبریک میگم...

ما به یکی گفتیم خدا به زمین گرم بِزَنتت ، نام برده الان روی شن های سواحل آنتالیا

 داره آفتاب میگیره . فک کنم سوتفاهم شده با خدا !!

ﺍﺯﺷﻨﯿﺪﻥ"ﻋﺰﯾﺰﻡ"! ﺩﺭﺻﺤﺒﺘﻬﺎﯼ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎ ﺫﻭﻕ ﻧﮑﻨﯿﻦ ﺑﻪ ﻋﻄﺴﻪﯼ ﮔﺮﺑﻪﻫﺎ

 ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﺭﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻥ!!!

میگن اگه می خوای عیب و ایراد یه دختر رو بفهمی برو پیش دوستاش ازش تعریف کن!!!

برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه قدرت و جرات لازم است… وگرنه هر

 ماهی مرده ای هم میتواند از طرف موافق جریان آب شنا کند…

قويترين "مرد" دنيا هم كه باشي محتاجي! محتاج اشكهاي عاشقانه

 يك "زن" كه از چشمهاي نگرانش بروي كوير زخم هايت ببارد!و اين تنها التيام است

دنیا را بد ساخته اند … کسی را که دوست داری ، تو را دوست نمی دارد …

 کسی که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمی داری … اما کسی که تو

 دوستش داری و او هم تو را دوست دارد … به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند …

شرافت مرد هم چون بکارت یک دختر است اگر یکبار لکه دار شد دیگر جبران پذیر نیست.

 چوپان قصه ی ما دروغگو نبود ، او تنها بود و از فرط تنهایی فریاد گرگ سرمیداد ،

 افسوس که کسی تنهایی اش را درک نکرد و در پی گرگ بودند و در این میان

 فقط گرگ فهمید که چوپان تنهاست

تو زندگي به هيچ چيز زياد اعتماد نکن حتي سايه ات ، که جاهاي تاريک تنهات مي ذاره...

اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند دیگر گوسفند نمی درند

 به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کن

 در جنگلی که چوپان ، سگ گله را از غذا خوردن تحریم میکند سگ با گرگ ها

همدست میشود و گوسفند ها چاره ای جز مردن ندارند بر فراز چنین بیشه ای

 لاشخورها مدام درحال پروازند و روباه ها سلطان جنگلن

جنس مخالف برای رفع هوس های زود گذر نیست برای لذت بردن از با هم بودنه به

 سلامتی همه اونایی که عشق رو با هوس اشتباه نمیگیرن. . .

از درد های کوچک است که آدم می نالد وقتی ضربه سهمگین باشد ، لال می شوی ...

 

واقعا عشق ؛ صداي تاپ تاپه قلبه ، يا تق تق و جيرجير تخته ؟!"

احساسى که موقع شکست عشقى بهت دست میده، مثل احساسیه که وقتى براى اولین بار سیگار میکشى، دارى…! احساس میکنى بزرگ شدى… ولى تـحــقــیــر شدی

عاشق میگه : اگه اتفقی برات بیوفته من میمیرم رفیق میگه اگه بمیرم هم نمی زارم برات اتقافی بیوفته به سلامتی هرچی رفیقه با مرام

خدایا! • خورشید را به من قرض میدهی ؟ • از تو كه پنهان نیست • سرزمین خیالم سالهاست یخ بسته است.. مگذار که زندگیم نیز یخ بزند

 

عکس این پست رو فقط به عشق بوسیدن کسی که خودش میدونه کیه !!!! گذاشتم !!!!

 

خاطرات یک افسر راهنمایی و رانندگی

چند روز قبل با يکی از اقوامم در ايران صحبت می کردم که سربازيش را در راهنمايی و رانندگی و در يکی از محله های جنوب شهر تهران ميگذراند. از خاطراتش که تعريف کرد کلی خنديدم و همين الان هم که يادم می افتد باز هم می خندم.

می نويسم شايد برای شما هم جالب باشد و کمی بخنديد.

کلاه ايمنی: در يکی از روزهای پائيزی موتور سواری از دور می امد و سرش بطور غير عادی ای برق ميزد. خيره که شدم و وقتی نزديکتر شد ديدم روی سرش قابلمه گذاشته و با کش به زير گردنش بسته!

نيمه شعبان: نزديک نيمه شعبان بود و شب. با چند تا از بچه های راهنمايی رانندگی وايساده بوديم يکی ار بچه ها جليقه های چراغ دار پوشيده بود که ناگهان يک موتوری در حاليکه از کنارمان رد می شد گفت:«جناب سروان نيمه شعبون جايی قول ندی!»

بچه های خوب: يکروز دو تا پسر بچه بعلت ترافيک نميتونستن از خيابون رد شن٬ در حاليکه دستشان را گرفته بودم و از خط کشی رد ميکردم سعی ميکردم توضيح بدم که چقدر از روی خط کشی رفتن و رعايت قوانين راهنمايی و رانندگی مهم است و انها هم ساکت گوش ميکردند٬ وقتی به آنطرف رسيديم و دستشان را ول کردم و خواستم برگردم شنيدم يکی به ديگری ميگفت:«اه ... چقدر حرف ميزد٬ سرم رفت!»

جريمه: يکروز يک ماشينی رو که جای ممنوع پارک کرده بود جريمه کردم٬ صاحبش که خانمی بود اومد و عصبانی گفت:«کدوم ديوثی منو جريمه کرده؟» جواب دادم:«خانم ما اينجا چند تا ديوث هستيم نميدانم منظورتان کدوم ماست!» خانم عصبانی گفت:«خودت رو مسخره کن.»

سيبيل: يکروز دختری داشت ورود ممنوع می رفت که نگهش داشتم و جريمه اش کردم. وقتی داشتم مينوشتم گفت:«آره بنويس بيچاره٬ اين مبلغ پول يک ساعت آرايشگاه رفتنمه.» منهم در جوابش گفتم:«پس شما که اينقدر وضعت خوبه يه فکری هم بحال سيبيلات کن.»

دمپايی: يکروز که سر پست داده بودم واکسی کفش هام رو واکس بزنه همکارم زنگ زد که فلانی سر پست باش که دارن ميان از هولم با دمپايی واکسی دويدم سر پستم. وقتی جناب سر هنگ اومد نمی دونست بخنده يا ژست عصبانی بگيره. سرش رو تکونی داد و گفت:«فلانی تو خودت بودی چه ميکردی؟»

لطف: يکروز يک موتوری که تو خیابون محل وظيفه ام دکانی داشت ميخواست لطف کنه و منو تا يه مسيری برسونه. تو راه گفت:«خودمونيم جناب سروان٬ شما افسر های راهنمايی رانندگی آدمهای گهی هستيد.» مونده بودم جواب چی بدم...


اگه گفتی چن نفرن؟

صبر کنید تا تصویر عوض شود.

چند نفرن؟؟؟

اگه گفتین چند نفر هستن !؟ (عکس)

12

یا

13

?

پیدا شدن آدم کوتوله‌های 15 سانتی‌متری !!


یك مرد اهل «برلین» در آلمان به رسانه‌های دولتی این كشور یادآور شد كه موجودات شبیه به انسان با قد 15 سانتیمتری را درون آپارتمانش دیده است.

یك مرد اهل «برلین» در آلمان در یك مصاحبه با روزنامه‌های دولتی این كشور ‌خاطر نشان كرد كه پس از ورود به آپارتمانش با شش آدم كوتوله مواجه شد كه قدشان به سختی به 15 سانتیمتری می‌رسید.

وی عنوان كرد: گمان كردم ابتدا اشتباه كرده‌ام، اما پس از آن كه دقت كردم متوجه شدم آن‌ها واقعا وجود دارند. در ضمن همگی این شش موجود به زبان روسی صحبت می‌كردند، اما همین كه خواستم به طرفشان بروم پنهان شده و از نظرم ناپدید شدند. من هم با پلیس تماس گرفته و از آن‌ها درخواست كمك كردم.
رییس پلیس برلین در این باره تصریح كرد: ماموران پلیس پس از اعزام به محل و جست‌و‌جوی فراوان موفق نشدند اثری از آن موجودات بیابند. با این حال، این مرد كه حدودا 40 ساله نشان می‌داد، تاكید داشت كه این موجودات، فرازمینی بوده و از كره‌ای دیگر با بشقاب پرنده وارد منزلش شده‌اند. تحقیقات در این باره ادامه دارد.


نامه ای از ویکتور هوگو ...



قبل از هر چیز برایت آرزو میکنم که عاشق شوی ،
و اگر هستی ، کسی هم به تو عشق بورزد ،
و اگر اینگونه نیست ، تنهاییت کوتاه باشد ،
و پس از تنهاییت ، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید .......
اما اگر پیش آمد ، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی ،
از جمله دوستان بد و ناپایدار ........
برخی نادوست و برخی دوستدار ...........
که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد .
و چون زندگی بدین گونه است ،
برایت آرزو مندم که دشمن نیز داشته باشی......
نه کم و نه زیاد ..... درست به اندازه ،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قراردهند ،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد.....
تا که زیاده به خود غره نشوی .
و نیز آرزو مندم مفید فایده باشی ، نه خیلی غیر ضروری .....
تا در لحظات سخت ،
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است،
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرپا نگاه دارد .
همچنین برایت آرزومندم صبور باشی ،
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند ........
چون این کار ساده ای است ،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند .....
و با کاربرد درست صبوریت برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوارم اگر جوان هستی ،
خیلی به تعجیل ، رسیده نشوی......
و اگر رسیده ای ، به جوان نمائی اصرار نورزی ،
و اگر پیری ،تسلیم نا امیدی نشوی...........
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است
بگذاریم در ما جریان یابد.
امیدوارم سگی را نوازش کنی ، به پرنده ای دانه بدهی و به آواز یک
سهره گوش کنی ، وقتی که آوای سحرگاهیش را سر میدهد.....
چراکه به این طریق ، احساس زیبایی خواهی یافت....
به رایگان......
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی .....
هر چند خرد بوده باشد .....
و با روییدنش همراه شوی ،
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
به علاوه امیدوارم پول داشته باشی ، زیرا در عمل به آن نیازمندی.....
و سالی یکبار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی :
" این مال من است " ،
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است !
و در پایان ، اگر مرد باشی ،آرزومندم زن خوبی داشته باشی ....
و اگر زنی ، شوهر خوبی داشته باشی ،
که اگر فردا خسته باشید ، یا پس فردا شادمان ،
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیآغازید ...
اگر همه اینها که گفتم برایت فراهم شد ،
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم ...

آمار جالب ثبت احوال استان تهران

ثبت احوال استان تهران جدیدترین آمار خود از تولد، وفات، ازدواج، طلاق، میانگین سن ازدواج دختران و پسران و... را منتشر کرده که با خواندن این آمار، اطلاعات جالبی نصیب تان می شود.


ادامه نوشته

ده برج بلند دنیا

10 آسمانخراش بلند دنیا را بشناسید /عکس

ادامه نوشته

حیوانات و نماد کشور ها

 

هر کشوری وشهری واسه خودش یه نمادی داره (بعضی هاشون چندتا) این نمادها ارتباط زیادی با فرهنگ کشورشون دارن . مثل میدون آزادی -برج میلاد که نماد تهرانن یا سی و سه پل که نماد اصفهانه و......
من می خوام معرفی کشورا ونمادهاشونو شروع کنم هرکس اطلاعاتی داره کمکم کنه

عکسها در ادامه مطلب

ادامه نوشته

منصور دوانیقی خلیفه دوم عباسی

 
داستان از این قراره که منصور دوانیقی خلیفه دوم عباسی بعد  از انتقال پایتخت به بغداد تصمیم گرفت برای دفاع از این شهر دور اونو دیوار بکشه .  اما دلش نمی خواست پول ساختن دیوارو از جیب خودش بده . بنابر این تصمیم خاصی اتخاذ کرد . اون در شهر اعلام کرد که قراره سرشماری بشه و هر کس به تعداد اعضای  خانواده یک سکه نقره دریافت خواهد کرد . مردم که هم طمع کار شده بودند و هم از بس به اعوامل خلیفه مالیات داده بودند خسته شده بودند...

وقتی مامور ثبت میومد ، اعضای خانواده رو زیاد میگفتند. مثلا اونی که اعضای خانوادش 4 نفر بودند تعداد رو 8 نفر میگفت و 8 سکه نقره میگرفت .  و مامور ثبت بعد از دادن 8 سکه نقره  ، یه پلاک رو سر در خونه نصب میکرد و تعداد اعضای خانواده رو روی اون حک میکردند . خلاصه بعد از اتمام سر شماری مردم سخت خوشحال بودند که سر منصورو کلاه گذاشتن . اما بلافاصله بعد از اتمام سر شماری خلیفه حکمی صادر کرد که : به منظور حفظ مملکت و دفاع از کیان کشور و ایجاد امنیت ما خلیفه مسلمین تصمیم گرفتیم که بر گرداگرد شهر دیوار بکشیم . بنابر این هر یک از سکنه شهر میبایست برای تامین امنیت یک سکه طلا پرداخت نماید .  بیچاره مردم شهر تازه فهمیدند چه خبره. حالا اونی که تعداد اعضای خانواده رو زیاد گفته بود و یک سکه نقره گرفته بود بایستی به ازای اون یه نفر یه سکه طلا که قیمتش بیشتر از سکه نقره بود می پرداختند .

سن من و پدرم

 وقتی من به دنیا اومدم پدرم ۳۰ سالش بود یعنی سنش ۳۰ برابر من بود

وقتی من ۲ ساله شدم پدرم ۳۲ ساله شد یعنی ۱۶ برابر من

 وقتی من ۳ ساله شدم پدرم ۳۳ ساله شد یعنی ۱۱ برابر من

 وقتی من ۵ ساله شدم پدرم ۳۵ ساله شد یعنی ۷ برابر من

 وقتی من ۱۰ ساله شدم پدرم ۴۰ ساله شد یعنی ۴ برابر من

 وقتی من ۱۵ ساله شدم پدرم ۴۵ ساله شد یعنی ۳ برابر من

 وقتی من ۳۰ ساله شدم پدرم ۶۰ ساله شد یعنی ۲ برابر من

 میترسم اگه ادامه بدم از پدرم بزرگتر بشم

ازدواج یعنی..........

 

اینم عکس هفته

 

 

خروسی از ترس تخم گذاشت!


در یک پدیده نادر در جهان خروسی در ایالت تاسکنی ایتالیا در پی حمله یک روباه دچار ترس شد و هم اکنون تخم می گذارد.

این جوجه خروس که نامش "جیانی" است در اثر حمله یک روباه به محل زندگی اش دچار ترس شد و هم اکنون تخم می گذارد.

گفته می شود که این حادثه خارق العاده پس از آنکه روباه تمام مرغهای اطراف او را کشت برای جیانی رخ داده است.

جیانی بر روی تخمهایی که می گذارد می نشیند و می خواهد از آنها جوجه در بیاورد.

بر اساس گزارش سایت اینترنتی اکسپرس در انگلیس،‌ هم اکنون سازمان کشاورزی و غذای سازمان ملل متحد (FAO) در حال مطالعه بر روی DNA جیانی است تا علت این تغییر جنسیت را روشن کند.

پروفسور "دوناتا ماتاسینی" رئیس گروه پژوهشی می گوید: این خروس- مرغ روز گذشته تحت حفاظت به آزمایشگاههای کونسدابی در ناپل ایتالیا منتقل شد تا بر روی آن یکسری آزمایش های رفتاری و ژنتیکی صورت گیرد.


خداوند

1-خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود،
بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟

۲- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی ،
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟

۳- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود،
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟

۴- خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می کردی،
بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟

۵- خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی،
بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟

۶- خداوند از تو نخواهد پرسید میزان درآمد تو چقدر بود،
بلکه از تو خواهد پرسید آیا فقیری را دستگیری نمودی؟

۷- خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود،
بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار آن بودی وآن را به بهترین نحو انجام دادی؟

۸- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می شدی،
بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟

۹- خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی،
بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.

۱۰- خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مطلب را برای دوستانت نخواندی،
بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی می کردی؟

زنی که در جشن تولدش داغون شد!! + عکس های دیدنی

یک زن انگلیسی به همراه همسرش به مناسبت جشن تولد ۶۰ سالگی اش به پارک حیوانات در آفریقا رفت. او به همراه مامور پارک به داخل قفس چیتا ها رفت و مشغول انداختن عکس یادگاری با آنها شد.

اما پس از چند دقیقه یکی از حیوانات خشمگین شده و به طرف این زن حمله می کند:

زنی که در جشن تولدش داغون شد!! + عکس های دیدنی

زنی که در جشن تولدش داغون شد!! + عکس های دیدنی

زنی که در جشن تولدش داغون شد!! + عکس های دیدنی

سرانجام ماموران موفق می شوند این زن را از چنگال حیوان آزاد نمایند.

اسب عجیبی که مسائل ریاضی را حل می کند + عکس

” لوکاس” نام اسبی ۱۹ ساله است که با توانایی های شگفت انگیز خود در زمینه شمردن و ریاضی همگان را شگفت زده کرده و حتی صاحب رکورد جهانی گینس شده است.

به گزارش سه نسل به نقل از باشگاه خبرنگاران ، “کارن مرداک ” صاحب این اسب که ۱۰ سال پیش این اسب را خریده است می گوید: لوکاس از ابتدا نشان داد که بسیار باهوش تر از سایر اسبها است و به نظر می رسید که اشتیاقی برای آموختن دارد.




 من از ابتدا با دستورات ساده شروع کردم. با او می گفتم که : به چپ و یا به راست برو و این اسب این دستورات را اجرا می کرد. زمانی که به او می گفتم بنشین ، می نشست. سپس من با درست کردن اشکال و اعداد به او یاد دادم که چگونه اشیاء و اعداد مختلف را تشخیص دهد. این اسب رکوردار جهانی در زمینه تشخیص بیشترین عدد توسط یک اسب است.

این حیوان می تواند تا ۱۹ عدد را تشخیص داده و مشخص کند. خانم مرداک که با شوهر و دختر خود در کالیفرنیا زندگی می کند اعتقاد دارد که عشق و علاقه ای که بین این خانواده و لوکاس وجود دارد از جمله مهمترین دلایل این رابطه گرم و همچنین یادگیری عالی اسب است.