فقط یک زن ایرونی میتونه با هیکل مثل گونی سیب زمینی و موهای شونه نشده و با لباسی که بوی شنبلیله قورمه سبزیش 2 کیلومتر اونورتر هم میره ، از آشپزخونه بدوبدو بیاد بیرون تا صحنه معرفی ملکه زیبایی 2012 رو ببینه و بعد با اعتماد بنفس کامل بگه : واااااااا !!!!! این کجاش خوشگله ؟؟؟؟

داییم (همون که بعد 40 سال دانشجو شده) جلسه اول تیریپ کت و شلوار و کیف استادی به دست رفته سر کلاس دانشگاه , همه دختر پسرا تو کلاس فک کردن استاده اینم کم نیاورده یربع صحبت کرده براشون آخرش گفته عزیزان من استادتون نیستم ولی قول بدین چون سن و سالم ازتون بیشتره من مبصر باشم !!!

 

يارو دو روزه رفته خارج، عرق رسیدنش هنوز خشک نشده
تو اینترنت یه عکس فرستاده میگه: گرفتیش ؟
میگم :نه! هنوز دانلود نشده ...
میگه : شِت !... اونجا هنوز سرعت اینترنت درست نشده ؟

دختر 14 ساله تو فیسبوک نوشته "از همه مردا متنفرم"
فک کنم دوست پسرش همبرگرشو خورده...
آخی!!!

 

دوست غضنفر اسمش سعيد بوده براي غضنفر پيامك ميفرسته: عيد سعيد باستاني برشما مبارك.
غضنفر هم در جواب مينويسه: عيد غضنفر باستاني بر شما مبارك!

 

پسر: با شکم خالی چند تا سیب میتونی بخوری؟
دختر: شش تا!
پسر: فقط یکی میتونی چون موقع خوردن سیب دوم شکمت دیگه خالی نیست
دختر: چه جالب حتما برای دوستام تعریف میکنم
دختر: با شکم خالی چند تا سیب میتونی بخوری؟

 

يکى از دوستام بينيشو عمل کرده، ابروهاشو تتو کرده، گونه گذاشته، مژه مصنوعى
گذاشته، لنز گزاشته، تو موهاش موى مصنوعى گذاشته و...
اونوقت يه دختر ساده طفلى از جلومون رد شده، دوستم برگشته به من ميگه: دختررو ديدى چه ايکبيرى بود؟!!! ا
چند لحظه فقط نگاش کردم خودش فهميد منظورمو... اينم شد طرز فکر آخه؟

 

یکی از دوستان میگفت که :
یه روز استادمون برگه های میان ترم تصحیح شده رو آورده بود تا به بچه هابده، بعد از توزیع اوراق به بچه ها، استاد میگه : این کیه اسمشو بالا برگش ننوشته؟! خیر سرش 16 هم شده
هیشکی جواب نمیده! 2 دقه بعد میگه دست خطشم شبیه خودمه؟!!! اِ این که کلید سؤالاست که!!!!"
استاد برگه ی کلید سؤالات رو هم تصحیح کرده بود به خودش 16 داده بود

تو خیابون دو نفر داشتن دعوا میکردن مردم دورشون جمع شدن اون دو نفری که داشتن دعوا
میکردن رفتن ، مردم 10 دقیقه اونجا وایستادن به امید اینکه دوباره برگردن دعوا کنن
مردمم بیکارنا!!!

تو ترافیک پشت لکسوس یه دختره وایسادم , گفتم علی یه سنگی تو تاریکی بنداز شاید مخشو زدی
آروم دنبالش راه افتادم , داشتم فک می کردم برم بغلش بگم نِگَه داره آدم حسابمون نمی کنه , می پره
آروم زدم به پشتش , زدیم بغل , دختره پیاده شد شاکی
" حواست کجاس ؟ کوری مگه ؟ چی کار کردی ماشین و "
منم یه ژست بهت زده گرفتم و الکی با لکنت گفتم
ohmy.gif

" ببخشیییید , من شرممنده اممممم , به خدا یه لحظه تو آینه چشماتون و دیدم اصلا یهو قلبم یه جوری شد , نفهمیدم چی شد , من معذرت می خوام "
دختره یکم نرم شد گفت
" ای بابا , بیشتر مراقب باش آقا پسر , خدا رو شکر چیزی نشد , اگه بلایی سرت میومد چی , ارزشش و داشت آخه ؟ "
گفتم خیلی بیشتر از اینا ارزش داشت آشنایی با یه بانویی مثل شما
تو همین هندونه زیر بغل گذاشتناش بودم که دیدم دلارام از ماشین دختره پیاده شد گفت
" خبببببب , می فرمودید علی آقا , که دلتون یه جوری شد ؟ آزیتا جون سوار شو , این همون شارلاتانیه که من فک می کردم دوسم داره و همین الان داشتم ازش تو ماشین تعریف می کردم برات , منم با همین زبونش خام کرد بی شرف "
biggrin.gif

من هروقت می دوئم که به اتوبوس برسم ولی نمی رسم
همینطور به دویدن ادامه میدم که فکر نکنن ضایع شدم !
یه بار سه ایستگاه دویدم !